۱۴۰۴ دی ۷, یکشنبه

حسرت تئاتر ایران از دوری بهرام بیضایی ابدی شد؛ زمان به احترامش ایستاد!

حسرت تئاتر ایران از دوری بهرام بیضایی ابدی شد؛ زمان به احترامش ایستاد!

حسرت تئاتر ایران از دوری بهرام بیضایی ابدی شد؛ زمان به احترامش ایستاد!

مگر می‌شود عاشق تئاتر باشید و کتاب «نمایش در ایران» یا نمایشنامه‌های «ندبه»، «فتح‌نامه کلات»، «سهراب کشی» و «مجلس ضربت‌زدن» را نخوانده باشید. مگر می‌شود عاشق تماشای تئاتر باشید و «مرگ یزدگرد»، «آرش»، «کارنامه بنداربیدخش»، «مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش رخشید فرزین»، «شب هزار و یکم» و «افرا» را ندیده باشید. مگر می‌شود عاشق ایران و تئاتر ایران باشید و نام بهرام بیضایی را نشنیده باشید.

مگر می‌شود درباره تئاتر ایران صحبت کرد و از بهرام بیضایی به عنوان یکی از شاخص‌ترین چهره‌های این هنر نام نبرد؛ هنرمندی که عاشق ایران و تاریخ و اسطوره‌هایش بود. هنرمندی که هر چه نوشت برای ایران و ایرانی بود و هر چه به صحنه برد برای آشنایی بیشتر هنرمندان و مخاطبان تئاتر با زبان، آئین‌ها و فرهنگ ایرانی بود.

مگر می‌شود درباره تئاتر ایران صحبت کرد و بهرام بیضایی را به عنوان یکی از مهم‌ترین استادان تئاتر ایران ندانست؛ استادی که سال‌های سال با مشقت و تحمل نامهربانی‌ها، عداوت‌ها و تنگ‌نظری‌ها، نوشت و به صحنه برد و بسیاری را در تئاتر ایران پرورش داد تا بنویسند و به صحنه ببرند و روشنگر باشند.

مگر می‌شود عاشق تئاتر ایران باشید و جای خالی بهرام بیضایی بر صحنه‌های تئاتر ایران طی ۱۸ سال گذشته بر ذهن و فکرت سنگینی نکرده باشد.

مگر می‌شود نام بهرام بیضایی را به میان آورد ولی سختی‌های را که او برای نوشتن و چاپ یک اثر یا خلق آن روی صحنه متحمل شد، نادیده گرفت بهرام بیضایی به نام ایران و برای ایران زیست، خلق کرد و به صحنه برد، بهرام بیضایی در غربت هم برای ایران زیست، خلق کرد و به صحنه برد.

خوشا به حال کسانی که او را از نزدیک می‌شناختند، با او هم‌کلام می‌شدند، آثارش را می‌دیدند و لذت می‌بردند از اینکه چشم‌انتظار اثر جدیدی از بهرام بیضایی باشند هر زمان که خبری مبنی بر تمرین و تولید تئاتر جدیدی از بهرام بیضایی پخش می‌شد، شور و هیجانی شکل می‌گرفت تا در مجموعه تئاتر شهر این اثر دیده شود.

۲ نظر:

  1. بهرام بیضایی فقط یک هنرمند نبود؛ بخشی از هویت فرهنگی تئاتر ایران بود. دوری‌اش زخمی است که هنوز تازه مانده.

    پاسخ دادنحذف
  2. بعضی رفتن‌ها پایان نیست، تبدیل به خاطره‌ای ابدی می‌شود؛ بیضایی از همان‌هاست.

    پاسخ دادنحذف