ایران در تنگنای سیاستها؛ وقتی مردم هزینه میدهند
در سالهای اخیر، شکاف میان واقعیت زندگی مردم ایران و مسیر سیاستگذاریهای کلان، هر روز عمیقتر شده است. مردمی که در کشوری با منابع عظیم طبیعی و انسانی زندگی میکنند، امروز با چالشهایی دستوپنجه نرم میکنند که بیش از هر چیز، ریشه در تصمیماتی دارد که خارج از اولویتهای معیشتی آنها اتخاذ شده است.
سیاستهای داخلی و خارجی نظام، بهجای تمرکز بر توسعه اقتصادی و رفاه عمومی، در بسیاری موارد به سمت تنشهای منطقهای و پروژههای پرهزینه سوق پیدا کرده است. این در حالی است که اقتصاد کشور زیر بار تورم سنگین، کاهش ارزش پول ملی و رکود، روزبهروز آسیبپذیرتر شده است.
در این میان، بیشترین فشار بر دوش اقشار متوسط و کمدرآمد قرار دارد. بیکاری، بهویژه در میان جوانان، به سطحی نگرانکننده رسیده و بسیاری از خانوادهها برای تأمین نیازهای اولیه خود با دشواری مواجهاند. کاهش امید به آینده و افزایش نارضایتی اجتماعی، نشانههایی است که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
پرسش اساسی اینجاست: آیا زمان بازنگری در این مسیر فرا نرسیده است؟ آیا نمیتوان منابع کشور را بهگونهای مدیریت کرد که بهجای تشدید بحرانها، در خدمت بهبود زندگی مردم قرار گیرد؟
واقعیت این است که ادامه این روند، نهتنها فشارها را کاهش نخواهد داد، بلکه شکاف میان مردم و ساختار تصمیمگیری را عمیقتر خواهد کرد. آیندهای پایدار برای ایران، نیازمند تغییر در اولویتها و بازگشت به اصولی است که رفاه و کرامت مردم را در مرکز توجه قرار دهد.

باز هم مردم تاوان تصمیمهایی را میدهند که نقشی در آن ندارند. این چرخه باید جایی متوقف شود.
پاسخ دادنحذفوقتی سیاستها به جای رفاه، فشار ایجاد میکنند، نتیجهاش همین وضعیت است؛ جامعه خسته و نگران.
پاسخ دادنحذف